تکواندو اصفهان
دست نوشته های یک مربی
تکواندو اصفهان #حکایت ان مرد که سخت خورده شد
منبع : باشگاه خبرنگاران
تکواندو اصفهان#جایی برای بودن

هرچه دوستش به او گفت :
غلام رضا خم شو...
فایده ای نداشت ...
بعد از مراسم ازش پرسیدن...چرا خم نشدی ؟؟
برایت درد سر می شود ...او شاه مملکت است .
گفت : هر که می خواهد باشد ...
تختی فقط برای بوسیدن دست مادرش خم می شود!!!
زبانم در دهان باز بسته است....
سلام به همه دوستانی که تا امروز همراه من بودند...وبا نظرات خودشون من رو راهنمایی کردند...
یه وقت هایی آدم پیش خودش فکر می کنه انسان هایی که اطرافش اند ...افرادی هستند که آدم می تونه روشون حساب باز کنه ... یا حتی در محیطی که داره فعالیت می کنه ...همکارانش آدم های منطقی هستند... ولی در واقع این جوری نیست ... می دونی این نظریه خیلی ایده عاله ... و هیچ وقت شدنی نیست ....
البته من خودم این جوری نیستم و نظراتی رو که آدم ها مخالفم بیان می کنند رو با جون و دل می شنوم و همیشه به این اعتقاد داشتم و دارم که شاید در بین هزاران مخالف شاید کسی با یک چراغ روشن منتظر من ایستاده باشد...
همیشه با خودم تکرار می کنم ..... این نظرات مخالف هستند که مدیریت آدم رو به سمت جلو پیش می برند
از مطالب بالا که بگذریم در این مدت خیلی از دوستان با من تماس داشتند و می خواستند بدونند که در کمیته انضباطی چه اتفاقاتی افتاده ....
جلسه روز ۵شنبه در دفتر هیئت تکواندو اصفهان شروع شد...
۱- رئیس کمیته انضباطی : خانم اسماعیلی ( یک حق رای )
۲- ریس هیئت تکواندو : آقی رئیسی ( یک حق رای)
۳- دبیر هیئت تکواندو : آقای مردانی ( یک حق رای )
۴- رئیس کمیته مربیان : آقای اسحاقیان ( یک حق رای )
۵-نماینده اداره کل تربیت بدنی : اقای رئیسی ( یک حق رای )
۶- مسئول دایره حقوقی : خانم صالحی ( یک حق رای )
۷- مسئول کمیته فنی : آقای سعید زاده ( بدون حق رای )
خوب جلسه شروع و به بنده تفهیم اتهام شد از جمله : زدن اتهام - فحاشی - تشویش اذهان عمومی - بی وجهی به بخشنامه های مصوب هیئت .
بنده هم در ابتدا از مواردی که روی اون تمرکز شده بود توضیحاتی دادم که مورد تایید قرار نگرفت و ریس هیئت تکواندو به عنوان شاکی مدعی العموم بالاترین توبیخ رو از رئیس جلسه خواستار شدند ...
البته جا داره که نکاتی رو من به عرض دوستان برسونم :
۱- منظور من از نوشتن مطلبی با عنوان (چند گذاره منفصل مرتبط ) تنها صحبت های شخصی و نظرات شخصی من بوده و قصد این نگارنده تنها نقد و انتقاد بوده است و اگر دراین بین به آقایان روئسای هیئت های مناطق و به اساتید دان ۷و۸ توهینی شده عذر خواهی می کنم که غرض فقط رشد و تعالی هیئت تکواندو در نظر بوده...
۲- در جایی از این مطلب این جانب اشاره ای به حضور رئیس هیئت تکواندو اصفهان در جلسه هماهنگی مربیان خانم هاشده است که جا دارد این مطلب رو اصلاح کنم چون که خبری که توسط چند تن از دوستان به من رسیده بود اشتباه بود و منظور دوستان حضور آقای رئیسی در دفتر خانه تکواندو بوده است که من اشتباه متوجه شده بودم و جا دارد که اینجا این خبر رو اصلاح کنم و البته در کمیته انضباطی هم به صورت حضوری از رئیس هیئت عذز خواهی کردم.
۳- در پایان این مطلب اشاره ای شده است به خواندن وصیت نامه شهدا در ابتدای شروع جلسه هیئت تکواندو.
این مطلب باعث دلخوری مسئولین هیئت به خصوص ریاست شده بود که البته در جلسه کمیته انضباطی هم واکنش تند آقای رئیسی را به همراه داشت ....
ناگفته نماند که در همان جلسه هم بنده توضیح دادم که منظور اینجانب تشویق این کار بوده است نه چیز دیگری ..
ولی به من تهمت زده شد که اینجانب خواسته هم خون شهدا را پایمال کنم و به خون شهدا توهین کرده ام ...و نیز به من گقته شد زمانی که من ۲ ساله بوده ام جناب رئیسی در خطه جنگ حضور داشته اند و نصف شدن جوان های مردم را از نزدیک می دیده اند...
باز هم این حقیر مکررا می گویم .. منظور از این جمله کار زیبایی است که توسط هیئت تکواندو انجام شده و البته که ما خاک پای شهداییم ...
۴- نتیجه این جلسه هنوز اعلام نشده و رای صادر نگردیده است ....اگر چه رای مشخص است چون اگر خودشما به نفراتی که در بالا اشاره شد دقت کنید خواهید دید که اینجانب هیچ شانسی در این جلسه ندارم ...
( لازم به توضیح است که ۶ رای داده می شود که ۲ رای آن برای آقای رئیسی است و یک رای برای آقای مردانی و یک رای برای آقای اسحاقیان ....تا اینجا می شود ۴ رای ....تنها ۲ رای می ماند که خوب نتیجه مشخص است )
هوایی که داری نفس می کشی ....
دارم راه می رم بغل می کنم ....
تو با من بیا تا اخر این سفر ....
من این ماه رو ماه عسل می کنم ...
خیلی از دوستان چه تلفنی و چه حضوری و چه در فضای مجازی به من لطف داشته اند ...والبته همه گی به متفق القول می گفتند که :: تو را در هیئت (له ) می کنند... بزرگ تر از تو هم آشتی کردند و کوتاه آمدند ... بزرگ تر از تو هم تنوانست کاری بکند ...بزرگ تر از تو هم یک سال محروم کردند .... هرچه باشد ایشان رئیس هیئت هستند و البته!!! تو به قول یک دوستی!!! یک بچه بیشتر نیستی ...
باشد من همه این جملات رو دوست دارم ... چون من به منزله راهنمای دوستانم بهش نگاه می کنم ....
روزی امام حسن (ع) در خانه نشسته بودند ..صدای در آمد ...ایشان در را باز نمودند ....
مردی در پشت در ایستاده بود و به محض دیدن امام شروع کرد به ناسزا گفتن ...
بعد مدتی زمانی که حرف های زشت آن مرد تمام شد .....
امام حسن (ع ) به او فرمودند : آیا گرسنه ای ... آیا به پول احتیاج داری ....آیا جاومکانی نیاز داری....
آنگاه بود که آن مرد از گفته خود پشیمان شد ... و....
من فکر می کنم ما از امامان باید این چیزی ها رو یاد بگیریم ....
در پایان امیدوارم باعث دلخوری کسی نشده باشم .....
فعلن
یاعلی مدداست
تکواندو اصفهان- کمیته انزباتی
اینه نتیجه انتقاد به هیئت تکواندو اصفهان

